تبليغاتX
خط خطی های دیجیتال دکتر کوچولو
امروز 

85/07/01

ِشروع ترم جديد

هو طبيب

 

واي من چقدر دلم تنگيده بود براي اينجا...

بلآخره همه كارا تموم شد.من تا ديشب ساعت 8 از سينوس به اوشين تغيير نام داده بودم! پنجشنبه كارگر اومد همه چي رو تميز كرد.اما از اونجاي كه من خود آزاري دارم دوباره همه چي رو(جز فرش) با آيلين تميز كرديم...

 

امروز دانشكده غل غله (املاش درسته؟!) بود.ورودي جديدا مثل مرغ سر كنده اين ور اونور مي رفتند.اكثرآ هم با پدر مادرشان اومده بودند(نازي دلم براي يكيشون خيلي سوخت.كلي توي حياط گريه كرد پيش ماL)...

كلاس سميولوژي كه تشكيل نشد و ما از ساعت 8 تا 10 توي حياط  مشغول فك زدن بوديم...حسين آقا (به عبارتي حسين كثيفD-:) داشت از توي حياط رد ميشد.پري برگشته به من مي گه سينوس اين آقاهه چه آشناست فكر كنم تو اروميه ديدمش!!!...2 ماه رفته تعطيلات همه رو يادش رفته!حتي حسين آقا مسئول بوفه!!!

 

گروه بندي سميو عملي هم كه شده قوز بالا قوز.12 نفر توي هر گروه بايد بشيم.8 تا دختر و 4 تا پسر...متاسفانه هر كس از يكي خوشش نمياد قبول نمي كنه بياد توي گروه.گيري كرديم اين وسط. آخه سميو عملي كه مهم نيست گروه بنديش.راستي با كمبود عضو مواجهيم.كسي نمياد توي گروه ما؟;-)

 

ساعت دوم كورس غدد داشتيم. استثناآ همه سر كلاس حاضر بودند!بلآخره روز اول بود ديگه.دكتر بهرامي در مورد كليات غدد يكسري مطالب تكراري گفت و كلي هم سوال پرسيد...كتاب crash course رو هم معرفي كرد كه متآسفانه من 1 ساعت همه كتاب فروش ها رو زيرو رو كردم اما اثري از اين كتاب نيست كه نيست...واقعآ متاسفم توي اين شهر 4 تا كتاب فروشي نيست كتاب textچاپ جديد داشته باشه...

25 مهر امتحان كورس غدد داريم...اونم تشريحيLمن آخه بعد اين چند سال كه همش امتحان تستي دادم چطوري تشريحي مي تونم امتحان بدم؟اونم غدد...

 

راستي عسل دوستم مزدوج شده (من هنوز باورم نميشه! يعني انقدر بزرگ شد اين دختر؟!) كلي شيريني داد بهمون و كلي من هنوز تو شوكم!چند نفر ديگه هم پريدن...

 

آيلين اين ترم علوم پايه داره...قراره فردا بريم درسنامه و تستا رو براش بخريم...دخترم مي خواد از الآن شروع كنه خر بزنه! هي من مي گم بي خيال من از 1 ماه كمتر خوندم گوش نميده كه(مقاومه از راه به در نمي شهD-:)

من به خودم قول دادم اين ترم شاگرد اول بشم...پس بهتره برم غدد بخونم.با غدد نمي شه شوخي كرد...;-)

 

 

خط خطي شده توسط سينوس كارتيد در 21:54
• لینک ثابت   •