تبليغاتX
خط خطی های دیجیتال دکتر کوچولو
امروز 

85/06/05

آموزش زبان تركي!D-:

هو طبيب

 

امروز داشتم با يكي از همكلاسي هام صحبت مي كردم.بحث كشيده شد به بيمارستان رفتن و گروه بندي استاژري و اين حرفا...دو نفري به اين نتيجه رسيديم كه از فرط هيجان ممكنه تا قبل از اتمام ترم 2 فيزيوپاتي و شروع بخش ها سكته كنيم :-P(خدا اون روز رو نياره البته!)-من هميشه در عين اينكه خيلي مشتاقم براي رفتن به بيمارستان يه جورايي دلم مي گيره.چون جمله تركي نمي تونم بسازم!!!:-( همه بهم ميگن كه كلاهت پس

 معركه اس.مريضا تركي حرف مي زنن.تو اين مدت كه باقي مونده سعي كن ياد بگيري...-

 

داشتم طبق معمول غر ميزدم و به دوستم مي گفتم كه آخه اين چه وضعيه؟حالا نمي شه مريضا فارسي حرف بزنن؟و...خدايا آخه چرا من؟!! دوستم بهم گفت:"فكر كن سينوس مثلآ داري از مريض پيري شرح حال مي گيري،

اون هي ناله مي كنه و ميگه آخ دلم واي سرم واي انگشت اشارم! تو هم آه از نهادت بلند ميشه و مي گي:

"اولمياسان اوجالان" احتمالآ اول تعجب مي كنه بعدشم از خنده روده بر ميشه :-D"

 

تا من مي خوام يه جمله ياد بگيرم همه اين سوتي كه  ترم قبل دادم رو بايد يادآوري كنن.سوتي مذكور به اين شرح است ;-) :

ترم قبل بعد از امتحان روماتولوژي(متنفرم از اين درس!) با دوستم داشتيم از پله هاي طاقت فرسا و

نفس گير دانشكده بالا مير فتيم.-دوستم هميشه عادت داره موقعي كه كار سخت انجام ميده مثل بالا رفتن از پله!

به شوخي مي گه:اولمياسان گوجاليخ (نباشي پيري)- اون بار من مثلآ اومدم پيش دستي كنم!وقتي رسيديم به پله يكي مونده به آخر من همينطور كه سرم پايين بود و پله ها رو چپ چپ نگاه ميكردم گفتم:اولمياسان اوجالان!!!(نباشي اوجالان!!!) اتفاقآ يكي از آقايون همكلاسيم روي پله آخر ايستاده بود و شنيد كه من چي گفتم و با چشماي از تعجب گرد شده (مثل دوستم) به من نگاه كردن ودر كسري از ثانيه!... بمب از خنده روده بر شدن.

 

منم از همه جا بي خبر داشتم با خودم مي گفتم يعني انقدر يه جمله تركي شنيدن از زبان فارس ها بانمكه!!همون موقع جناب آقاي همكلاسيم بهم گفت:"خانوم كاروتيد من واقعآ اين پشت كارتون رو در يادگيري زبان شيرين! تركي تحسين مي كنم".منم يه لبخند بي روح (از اوناي كه در مواقع شيرين عسل بازي بعضي از حضرات تحويلشون مي دم) تقديمشون كردم وايشونم راهشون رو كشيدن و رفتن.وقتي داشت از پله ها پايين مي رفت زير لب غر غر ميكردم و مي گفتم :بي معني جاي سلام دادن تيكه مياد براي من.به تركي ياد گرفتن منم كار داره!

دوستم كه همچنان هر هر مي خنديد گفت حق داره بيچاره!بچه جان تو با اوجالان چي كار داري؟! اون گوجاليخه نه اوجالان!

 

بله...اين اوجالان جان همچنان بيخ ريش ماست و من هر بار كه مي خوام جمله جديد ياد بگيرم(چون تبريز درس مي خونم و مجبورم) اول اين خاطره شيرين بايد بهم گوشزد بشه (:-

 

پ.ن.اوجالان رهبر pkk(كردهاي مقيم تركيه) هستش

خط خطي شده توسط سينوس كارتيد در 22:3
• لینک ثابت   •